مقاله
ادعیه
مهدویت
چهل حدیث
پرسش و پاسخ
گالری اسلام وب
اشعار حسینی
یاران امام حسین (ع)
مطالب جالب و خواندنی از زبان استاد قرائتی

فلسفه قيام

انـى لم اخرج و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما و انما خرجت لطلب الاصلاح فى امة جـدى (ص) اريـد ان آمـر بـالمعروف و انهى عن المنكـر و اسيـر بسيـره جــدى و ابى على بن ابيطالب. (مقتل خوارزمى, ج 1,ص 188).

مـن از روى خود خواهى و خـوشگذارانى و يا براى فساد و ستمگرى قيام نكردم , بلكه قيام مـن بريا اصلاح در امت جدم مى باشد, مـى خـواهـم امربه معروف و نهى از منكر كنـم و به سيـره و روش جـدم وپـدرم علـى بـن ابيطـالب عمل كنــم.

مدح عاشورایی

مدح حضرت سیدالشهدا(ع)

مدح حضرت ابالفضل (ع)

کعبه دلها کربلا

اشعار دوبیتی

اين حسين (ع ) كيست كه عرش دل ما خانه اوست

اين حسين (ع ) كيست كه عرش دل ما خانه اوست

كعبه دل حرم و منزل جانانه اوست

همه خلق جهان در غم او حيرانند

همه دلها به جهان عاشق و ديوانه اوست

دل عشاق جهان خاك نثاران رهش

محفل امن و امان جايگه و خانه اوست

(ف ى بُيُوتٍ اَذِنَ اللّه ) كه در قرآنست

بهتر از بيت و حرم كعبه و كاشانه اوست

گر به گيتى سخن آيد به ميان از غم و عشق

كه زند نارو شرر بر دل و غم خانه اوست

سوخت جانها همه از آتش سوزان غمش

غم او شمع دل و جان همه پروانه اوست

سالك راه چو فيض دل خود مى جويد

اثر گريه و زارى عزا خانه اوست

دل تهى دار بجز عشق حسينى (ع ) كه حقير

در الست عهد به بستى و پيمانه اوست

نقش ایمان در زندگی

شما اگر وارد منزلي شديد كه مي‏دانيد اين خانه نه صاحبي دارد و نه حسابي، نه دوربيني در كار است و نه كنترلي، هيچ دليلي براي نظم و دقّت و انضباط در كارهاي شما نيست. در خانه رها، ما هم رها هستيم وهرچه ريخت و پاش نكنيم ونفس خود را كنترل كنيم ضرر كرده‏ايم، ولي اگر بدانيم كه اين خانه صاحب و حسابي دارد و تمام رفتار ما زير نظر اوست، به گونه‏اي ديگر زندگي خواهيم كرد. اگر ايمان بياوريم كه اين هستي، صاحبي دارد به نام خداي حكيم و حسابي در كار است به نام معاد و براي تمام افكار و رفتار و گفتار ما پاداش يا كيفري هست، ما نيز حساب كار خود را مي‏كنيم و خواسته‏هاي نفس سركش خود را مهار مي‏كنيم. كارهايي را كه صاحب خانه نمي‏پسندد، انجام نمي‏دهيم، زيرا مي‏دانيم به حساب تمام كارهاي خير يا شرّ ما رسيدگي مي‏شود و خداوند در كمين ماست

خداوند در حوادث تلخ و شیرین زندگی چه نقشی دارد؟

در قرآن مي‏خوانيم: «ما أصابك مِن حَسنةٍ فَمِن اللّه و ما أصابك مِن سَيِّئة فَمِن نَفسك» (27) هر خوبي به تو رسد از خداوند است ولي هر بدي كه به تو رسد از نفس خودت مي‏باشد.

كره زمين كه به دور خود و خورشيد مي‏گردد و همواره بخشي از آن روشن و بخشي ديگر تاريك است، هر كجاي آن روشن باشد از خورشيد است و هر كجاي آن تاريك باشد، از خود زمين است.

خداوند انگور را آفريد، ولي بشر از آن شراب مي‏سازد كه مايه بروز هزاران حادثه و بيماري است.

خداوند به انسان قدرت داد، ولي عدّه‏اي با سوء استفاده از اين قدرت، به محرومان ضربه مي‏زنند.

خداوند به انسان عقل داد، ولي عدّه‏اي از اين عقل سوء استفاده كرده و به دنبال مكر و حيله براي مردم هستند.

پس آنچه از سوي خداوند است، نيكوست و بدي‏ها از خود ما سرچشمه مي‏گيرد.

چه کنیم تا در دنیا راحت زندگی کنیم؟

قرآن مي‏فرمايد: «لِكَيلا تَأسوا علي‏ ما فاتكم و لا تفرحوا بما آتاكم» (24) آن گونه باشيد كه اگر چيزي را از دست داديد، تأسّف نخوريد و اگر چيزي به شما دادند، شاد نشويد. راستي آيا مي‏شود انسان اينگونه متعادل باشد كه دادن‏ها و گرفتن‏ها در او اثري نگذارد؟

كارمند بانك، يك روز مسئول دريافت پول مردم مي‏شود و روز ديگر مسئول پرداخت پول به مردم مي‏شود. نه آن روزي كه پول مي‏گيرد خوشحال است و نه آن روزي كه مي‏پردازد، ناراحت. زيرا او مي‏داند هر دو روز، امانتداري بيش نبوده است.

مثالي ديگر:

براي لاستيك تراكتور، حركت در زمين هموار و غير هموار يكسان است، ولي براي لاستيك دوچرخه، تفاوت دارد.

نشستن و برخاستن يك گنجشك، روي شاخه گل اثر مي‏گذارد ولي روي درخت تنومند، اثر چنداني ندارد.

آري، انسان‏هاي بزرگ به خاطر سعه صدري كه دارند، مسايل جزئي در روح آنان اثر چنداني ندارد.

امام حسين‏عليه السلام ظهر عاشورا در برابر دهها تير كه به سويش رها شد و دهها داغي كه ديد، نمازِ با حال و خشوعي خواند، در حالي كه كوچك‏ترين حركت، ما را از نماز يا خشوع باز مي‏دارد.

چگونه پاداش بعض از اعمال انسان از حساب و شماره  می گذرد؟

بر اساس روايات، تعداد نفرات در نماز جماعت هر چه بيشتر باشد، ثواب نماز بيشتر مي‏شود؛ تا آنكه عدد افراد حاضر در نماز جماعت، به ده نفر برسد كه در اين صورت پاداش آن بي‏شمار شده و كسي جز خداوند نمي‏داند.

چنانكه انسان، با يك انگشت مي‏تواند شماره تلفن بگيرد، با دو انگشت مي‏تواند سطل كوچكي را بلند كند، با سه انگشت كار بيشتري انجام مي‏دهد، تا اينكه به ده انگشت برسد كه در اين صورت، ديگر كار انسان محدوديّت ندارد و هركاري بخواهد مي‏تواند با اين ده انگشت انجام دهد و نوع كارهايش قابل حساب و شماره نيست.

چرا قبولی همه کارها منوط به قبولی نماز است؟

از آنجا كه خداوند اولياي خود را دوست دارد، لذا اگر خلافي كنند، فوراً آنان را با قهر خود مي‏گيرد تا متذكّر شوند، چنانكه خداوند در قرآن مي‏فرمايد: اگر پيامبر سخني را كه ما نگفته‏ايم به ما نسبت دهد، با قدرت او را به قهر خود مي‏گيريم: «لو تقوَّل علينا بعضَ الاقاويل لأخذنا منه باليمين» (2) و همچنين اگر مؤمنين خلافي كنند، چند روزي نمي‏گذرد مگر آنكه گوشمالي مي‏شوند.

امّا اگر نااهلان خلاف كنند، خداوند به آنان مهلت مي‏دهد و هرگاه مهلت سرآمد، آنان را هلاك مي‏كند: «و جعلنا لمهلكهم مَوعداً» (3) و اگر اميدي به اصلاحشان نباشد، خداوند حسابشان را تا قيامت به تأخير مي‏اندازد و به آنان مهلت مي‏دهد تا پيمانه شان پر شود. «انّما نُملي لهم ليزدادوا اثماً» (4)

به يك مثال توجه كنيد:

اگر قطره‏اي چاي روي شيشه عينك شما بريزد، فوراً آن را پاك مي‏كنيد.

امّا اگر قطره‏اي چاي روي لباس سفيد شما بچكد، صبر مي‏كنيد تا به منزل برويد و لباس خود را عوض كنيد.

و اگر قطره‏اي روي قالي زير پاي شما بچكد، آن را رها مي‏كنيد تا مثلاً شب عيد به قالي شويي ببريد.

خداوند نيز با هركس به گونه‏اي رفتار مي‏نمايد و بر اساس شفّافيّت يا تيرگي روحش، كيفر او را به تاخير مي‏اندازد.

چرا صالحان گرفتار مشکلات و گنهکاران در رفاه به سر میبرند

از آنجا كه خداوند اولياي خود را دوست دارد، لذا اگر خلافي كنند، فوراً آنان را با قهر خود مي‏گيرد تا متذكّر شوند، چنانكه خداوند در قرآن مي‏فرمايد: اگر پيامبر سخني را كه ما نگفته‏ايم به ما نسبت دهد، با قدرت او را به قهر خود مي‏گيريم: «لو تقوَّل علينا بعضَ الاقاويل لأخذنا منه باليمين» (2) و همچنين اگر مؤمنين خلافي كنند، چند روزي نمي‏گذرد مگر آنكه گوشمالي مي‏شوند.

امّا اگر نااهلان خلاف كنند، خداوند به آنان مهلت مي‏دهد و هرگاه مهلت سرآمد، آنان را هلاك مي‏كند: «و جعلنا لمهلكهم مَوعداً» (3) و اگر اميدي به اصلاحشان نباشد، خداوند حسابشان را تا قيامت به تأخير مي‏اندازد و به آنان مهلت مي‏دهد تا پيمانه شان پر شود. «انّما نُملي لهم ليزدادوا اثماً» (4)

به يك مثال توجه كنيد:

اگر قطره‏اي چاي روي شيشه عينك شما بريزد، فوراً آن را پاك مي‏كنيد.

امّا اگر قطره‏اي چاي روي لباس سفيد شما بچكد، صبر مي‏كنيد تا به منزل برويد و لباس خود را عوض كنيد.

و اگر قطره‏اي روي قالي زير پاي شما بچكد، آن را رها مي‏كنيد تا مثلاً شب عيد به قالي شويي ببريد.

خداوند نيز با هركس به گونه‏اي رفتار مي‏نمايد و بر اساس شفّافيّت يا تيرگي روحش، كيفر او را به تاخير مي‏اندازد.

چرا در اسلام ارزش عمل به نیت ان است؟ و قبولی عمل به قصد قربت مشروط است؟

در كارهاي دنيوي نيز ارزش كارها، به نيّت آنها بستگي دارد. به اين مثال‏ها توجّه كنيد:

جرّاح و چاقوكش هر دو شكم پاره مي‏كنند، امّا كار جراح، خدمت است و كار چاقوكش جنايت.

همين جرّاح مي‏تواند براي پول كار كند و مي‏تواند براي نجات يك انسان كار كند، هر كدام از اين هدف‏ها نيز ارزش مخصوص به خود دارد.

مثالي ديگر:

يك ليوان آب را به سه نفر عرضه مي‏كنيم؛ يكي نمي‏خورد، چون ميل ندارد، ديگري نمي‏خورد چون قهر كرده است، سومي نمي‏خورد و مي‏گويد: نفر چهارم از من تشنه‏تر است، آب را به او بدهيد! اين سه نفر، در ننوشيدن آب يكسانند ولي به خاطر آن كه هدف‏هاي آنها متفاوت است، ارزش كارشان نيز تفاوت دارد.

در اسكناس‏ها نخي است كه نشانه اصالت اسكناس و وسيله جدايي اسكناس اصلي از قلابي است، در عبادات نيز بايد ريسماني محكم ميان بنده و خدا باشد كه همان قصد قربت و اخلاص است. اگر آن نخ نباشد يا پاره شود، رابطه انسان با خدا قطع و عمل مقبول نيست.

چرا خداوند دست به اآفرینش زد و این همه موجودات از جمله انسان را آفرید؟

اگر دانشمند خوش بياني سخن گفت، نبايد پرسيد چرا سخن گفتي؟! زيرا علم و بيان او اقتضا مي‏كند كه يافته‏هاي علمي خود را ارائه دهد. امّا اگر اين دانشمند با آن همه كمالات ساكت شد و يافته‏هاي خود را كتمان كرد، زير سؤال مي‏رود كه چرا نگفتي؟

خداوندِ قادر حكيم مهربان كه مي‏تواند از خاك، گندم و از گندم، نطفه و از نطفه انسانِ كاملي را بيافريند، اگر نمي‏آفريد جاي سؤال بود كه چرا قدرت خود را به كار نگرفتي و چيزي نيافريدي؟

چرا بعضی از دعاها مستجاب نمی شود؟

اگر به جاي بنزين مخصوص، گازوئيل يا آب در باك هواپيما بريزيم، پرواز صورت نمي‏گيرد، دعاي كساني مستجاب مي‏شود كه در شكم آنان لقمه حرام نباشد.

در حديث مي‏خوانيم: «مَن سرّه أن يُستجاب دعائه فَليطيّب كسبه» (26) هركس دوست دارد دعايش مستجاب شود، درآمد و لقمه خود را پاكيزه و حلال كند. بگذريم كه دعا به معناي طلب خير است و بسياري از خواسته‏هاي ما خير نيست و ما خيال مي‏كنيم خير را طلب مي‏كنيم.

چرا از مرگ می ترسیم؟

راننده زماني در جاده مي‏ترسد كه يا بنزين ندارد يا قاچاق حمل كرده يا اضافه سوار كرده يا با سرعت غير مجاز رفته يا جاده را گم كرده يا در مقصد جايي را آماده نكرده و يا همراهانش نا اهل باشند.

اگر انسان براي بعد از مرگ خود، زاد و توشه لازم را برداشته باشد، كار خلاف نكرده باشد، راه را بداند، در مقصد جايي را در نظر گرفته باشد و دوستانش افراد صالح باشند و حركتش طبق مقررات و مجاز باشد، نگراني نخواهد داشت.

بشر چه نیازی به کتاب آسمانی دارد؟

تمام كارخانجات دنيا براي توليدات خود دفترچه راهنما تهيّه و در كنار محصولات به مشتريان ارائه مي‏دهند. اين دفترچه‏ها مشتريان را راهنمايي مي‏كند كه چگونه از آن كالا بهره‏مند شوند.

نويسنده اين دفترچه‏ها كيست؟ آيا جز طراح و سازنده، فرد ديگري صلاحيّت نوشتن آن را دارد؟ هرگز!

ما نيز سازنده و آفريدگار داريم كه براي راهنمايي ما، دفترچه‏اي به نام قرآن نازل كرده است و ديگري حق قانون گزاري بر خلاف آن را ندارد، زيرا فقط سازنده مي‏داند كه چه ساخته و تنها اوست كه به تمام زوايا و ابعاد محصول خود آگاه است و راه بهره‏گيري صحيح و آفات و موانع رشد آن را مي‏داند: «ألا يَعلم مَن خَلق و هو اللّطيفُ الخَبير» (23)

كساني كه به جاي قانون خداوند به سراغ قوانين بشري مي‏روند مانند كساني هستند كه دفترچه راهنماي سازنده را كنار گذاشته و از ديگران نحوه استفاده از آن را مطالبه مي‏كنند.

ایا خدا به عبادت ما نیاز دارد که گفته رو به قبله بایستید؟

اگر همه مردم رو به خورشيد خانه بسازند چيزي به خورشيد اضافه نمي‏شود و اگر همه مردم پشت به خورشيد خانه بسازند، چيزي از خورشيد كم نمي‏شود. خورشيد نيازي به مردم ندارد كه رو به او كنند، اين مردم هستند كه براي دريافت نور و گرما بايد خانه‏هاي خود را رو به خورشيد بسازند.

خداوند به عباداتِ مردم نيازي ندارد كه فرمان داده نماز بخوانند. اين مردم هستند كه با رو كردن به او از الطاف خاص الهي برخوردار مي‏شوند و رشد مي‏كنند.

قرآن مي‏فرمايد: اگر همه مردم كافر شوند، ذرّه‏اي در خداوند اثر ندارد، زيرا او از همه انسان‏ها بي‏نياز است. «اِن تكفروا انتم و مَن في الارض جيمعاً فانّ اللّه لغنيٌّ حميد» (1)

اگر نماز انسان را از منکر و فحشا باز میدارد پس چرا بعضی از نماز گزاران مرتکب خلاف می شوند

در قرآن مي‏خوانيم: «ما أصابك مِن حَسنةٍ فَمِن اللّه و ما أصابك مِن سَيِّئة فَمِن نَفسك» (27) هر خوبي به تو رسد از خداوند است ولي هر بدي كه به تو رسد از نفس خودت مي‏باشد.

كره زمين كه به دور خود و خورشيد مي‏گردد و همواره بخشي از آن روشن و بخشي ديگر تاريك است، هر كجاي آن روشن باشد از خورشيد است و هر كجاي آن تاريك باشد، از خود زمين است.

خداوند انگور را آفريد، ولي بشر از آن شراب مي‏سازد كه مايه بروز هزاران حادثه و بيماري است.

خداوند به انسان قدرت داد، ولي عدّه‏اي با سوء استفاده از اين قدرت، به محرومان ضربه مي‏زنند.

خداوند به انسان عقل داد، ولي عدّه‏اي از اين عقل سوء استفاده كرده و به دنبال مكر و حيله براي مردم هستند.

پس آنچه از سوي خداوند است، نيكوست و بدي‏ها از خود ما سرچشمه مي‏گيرد.

آیا تشبیه بعضی از مردم در قرآن به حیوان فحش و ناسزا نیست؟

با نگاهي به منافع حيوانات و عملكرد بعضي انسان‏ها، تشبيه «اولئك كالانعام بل هم اضلّ» (5) را حقّ و منطقي مي‏يابيم؛

گران‏ترين لباس انسان، ابريشم، از حيوانات است.

مهم‏ترين غذاي انسان، شير و عسل و گوشت و ماست، از حيوانات است.

حيوانات وسيله باركشي و شخم زدن و منبع درآمد و اشتغال هستند.

تمام كارخانه‏هاي پشم ريسي، چرم سازي، لبنياتي و مرغداري ودامداري‏ها كارشان به حيوانات وابسته است.

حيوانات بعضي معلّم بشرند. كلاغ، دفن مرده را به فرزند آدم و نسل او آموخت.

بعضي گزارشگر انبيا مي‏شوند؛ هدهد گزارش انحراف مردم سبأ را نزد حضرت سليمان آورد.

بعضي محافظ انبيا مي‏شوند؛ تار عنكبوت پيامبر اسلام را در غار حفظ كرد.

حيوانات قابل تربيت و آموزش هستند و لذا شكار سگي كه آموزش ديده حلال است.

حتي حيوانات آزار دهنده مثل مار، تنها كساني را مي‏گزند كه به آنها نزديك شده باشند.

با توجّه به مطالب فوق، آيا انسان‏هايي كه از دور مردم آزاري مي‏كنند و مناطق دور دست را بمباران و موشك‏باران مي‏كنند، از مار بدتر نيستند؟

افرادي كه شبانه روز براي مردم حيله و خدعه مي‏كنند و به خاطر رسيدن به هوسهاي بي انتهاي خود نسل انسان را به تباهي مي‏كشند، از حيوانات بدتر نيستند؟

آدم‏هايي كه يك تنه صدها پرونده جرم و جنايت دارند، از درّنده‏ترين حيوانات پست‏تر نيستند؟

آیا اسلام میخواهد ما دائما مشغول دعا باشیم که این همه دعا وارد شده است؟

گرچه در كتاب‏هاي دعا، همچون مفاتيح الجنان، براي تمام ساعات روز و تمام روزهاي سال دعا نقل شده است، امّا اين مثل آن است كه وقتي شما به ترمينال اتوبوس يا فرودگاه يا ايستگاه قطار مراجعه مي‏كنيد، مي‏بينيد كه در تابلو نوشته شده است: براي تمام ساعات شبانه روز، وسيله آماده سفر دارند، ساعت 8 صبح، 9 صبح، 10 صبح تا آخر شب. معناي اين تابلو اين نيست كه همه مردم در همه ساعات مسافرت كنند، بلكه به معناي آن است كه هر مسافري در هر ساعتي تصميم سفر گرفت وسيله هست. در دعا هم شايد منظور اين باشد كه هركس در هر ساعت، قصد خواندن دعايي داشت، دعاي مخصوص آن ساعت هست.

به علاوه، دعاهاي كوچك، به خصوص اگر انسان آنها را حفظ كند لطمه‏اي به كار نمي‏زند و مي‏تواند در ضمن كار به دعا هم مشغول باشد.

دليل علاقة شديد پيامبر نسبت به امام حسين چه بود؟

ادامه نوشته

چرا فقط به امام حسين(ع )خون خدا و پسر خون خدا گفته مي‏شود با اين كه ‏همه امامان شهيد شده‏اند؟

ادامه نوشته

چرا امام حسين(ع) با اين كه مي‎دانست حفظ جان واجب است و نيز مي‎دانست كشته مي‎شود, دست به قيام زد؟

ادامه نوشته

چرا امام حسن(ع) زودتر از امام حسين(ع)به امامت رسيدند آيا به‏خاطر اينكه‏بزرگ‏تربودند؟

ادامه نوشته

تعداد ياران امام حسين(ع) در كربلا چند نفر بودند؟

ادامه نوشته

اهداف قيام امام حسين(ع) كدام است؟

ادامه نوشته

آيا كساني كه به جنگ با امام حسين رفتند او را بر باطل مي‎دانستند؟

ادامه نوشته

کربلا کعبه دلها

 

مهر تو را به عالم امكان نمى دهم

اى زمين كربلا اينجا بود ماءواى من

السلام اى كعبه آمال ما

خرم دل آنكه رفت به بستان كربلا

عاشقم عاشق كربلاى حسين

سلام ما بر حسين كشته راه خدا

اي خدا عاشق كربلايم

در مدح حضرت سیدالشهدا

 

اين حسين (ع ) كيست كه عرش دل ما خانه اوست

دلبرا گر بنوازى بنگاهى ما را

هاله اى برچهره از نور خدا دارد حسين

كاش بودم تا كنم جانرا فدايت يا حسين

اى كه چشم ملك العرش براى تو گريست

بر سر كوى تو با راز و نياز

سلام ما به تو اى سومين امام حسين

هوا گرفته و دل بى بهانه مى گريد

اى كه بر دوست تمناى نگاهى دارى

چون به نظم آورم ثناى ترا

مقصود ما از كعبه و بتخانه كوى تست

اى حسين جون به هوايت دل ما پر مى زنه

اى حسين جان ما بدرگاهت پناه آورده ايم

پرتو شمس قِدَم ز روى حسين (ع ) است

مهر ترا به روضه رضوان نمى دهم

بازم بسر فتاد هواى تو يا حسين (ع )

گر راه حسين (ع ) رفته آگاه شوى

خوشا جانى كه جانانش حسين (ع ) است

هر كه شد از سر اخلاص عزادار حسين (ع )

 

دلبرا گر بنوازى بنگاهى ما را

دلبرا گر بنوازى بنگاهى ما را

خوش تر است ار بدهى منصب شاهى ما را

به من بى سرو پا گوشه چشمى بنما

كه محالست جز اين گوشه پناهى ما را

بردل تيره ام اى چشمه خورشيد بتاب

نبود بدتر از اين روز سياهى ما را

از ازل در دل ما تخم محبت كشتند

نبود بهتر از اين مهر گاهى ما را

گرچه از پيشگه خاطر ناظر دوريم

هم مگر ياد كند لطف توگاهى ما را

باغم عشق كه كوهيست گران بردل ما

عجب است ارنخرد دوست بكاهى ما را

هاله اى برچهره از نور خدا دارد حسين

هاله اى برچهره از نور خدا دارد حسين

جلوه هر پنج تن آل عبا دارد حسين

آشناى عشق را بى آشنا گفتى خطا است

در غريبى هم هزاران آشنا دارد حسين

در هواى كوى وصلش بى قراران بى شمار

دل مگركاه است وگوئى كهربادارد حسين

معجز قرآن جاويدان حسين بن على

برترين اعجازها در كربلا دارد حسين

خيمه گاهش كعبه وآب فراتش زمزم است

قتلگاهى برتر از كوه منا دارد حسين

شورشيرين غمش رمزبقاى سرمدى است

از سرشك ديدگان آب بقادارد حسين

تا شفا بخشد روان و جسم هربيمار را

درحريم وصل خودخاك شفادارد حسين

حرمت ذبح عظيم كربلا بنگر حسان

خونبهائى همچو ذات كبريا دارد حسين