مهر تو را به عالم امكان نمى دهم

مهرتو را به عالم امكان نمى دهم

اين گنج پربهاست من ارزان نمى دهم

گرانتخاب جنّت و كويت بمن دهند

كوى تو را به جنّت رضوان نمى دهم

نام تو را بنزد اجانب نمى برم

اين اسم اعظم است به ديوان نمى دهم

جان مى دهم بشوق وصال تو يا حسين

تا بر سرم قدم ننهى جان نمى دهم

اى خاك كربلاى تو مهر نماز من

آن مهر را در ملك سليمان نمى دهم

ما را غلامى تو بود تاج افتخار

اين تاج رابه افسر شاهان نمى دهم

دل جايگاه عشق تو باشد نه غير تو

اين خانه خداست به شيطان نمى دهم

گرجرعه اى ز آب فراتم شود نصيب

آن جرعه را به چشمه حيوان نمى دهم

اى زمين كربلا اينجا بود ماءواى من

اى زمين كربلا اينجا بود ماءواى من

مى شود اى كربلا اينجا فزون غمهاى من

كربلا بر روى تو عرش خدا بنهاده پا

تا ببوسد خلق عالم خاك زير پاى من

كربلا اينجا دگر وادى جانبازان بود

قاب قوسين عون و جعفر،اكبر او" ادناى من

كربلا وادى طور مصطفى اينجا بود

غرق خون اينجا بيند خواهرم سيماى من

كربلا اين سرزمين گلزار زهرا مى شود

در كنار يكديگر پرپر شود گلهاى من

از براى كشتن من شمر دون بى حيا

ميزند با چكمه بر سينه سيناى من

اين سر نورانى بالاى نى منزل كند

مى چكد از نوك نى خون جگر از ناى من

السلام اى كعبه آمال ما

السلام اى كعبه آمال ما

اى صفا و شور عشق و حال ما

خاك تو دارالولاى اهل دل

مروه و سعى و صفاى اهل دل

كربلا بوى خدايى مى دهى

عطرناب آشنايى مى دهى

خرم دل آنكه رفت به بستان كربلا

خرم دل آنكه رفت به بستان كربلا

بهر طواف قبر شهيدان كربلا

از بهر عاشقان خدا در ره وصال

جولانگهى است عرصه جولان كربلا

خوش گلشنيست گلشن كرببلا كه هست

رنگين و خون پاك جوانان كربلا

از خط سبز و سرخ جوانان گلعذار

خوش جلوه گاه گشته گلستان كربلا

عاشقم عاشق كربلاى حسين

عاشقم عاشق كربلاى حسين

عاشقم عاشق نينواى حسين

اى خدا آرزو دارم من در نهان

بوسه باران كنم قبر آن سروران

قبر شش گوشه اش را بگيرم ز بر

درد دلها كنم اى خدا تا سحر

پرسم از اصغر و اكبر نوجوان

داغ اكبر چه شد گشته اى ناتوان

اى حسين نور چشم پيمبر سلام

از همه دوستان آورده ام من پيام

از چه زوار نخواهى تو شاها ديگر

از فراقت عزيز گشته ايم خون جگر

يك شب جمعه كن يا حسين تو نظر

چشم گريان اين دوستان را نگر

كربلا را حسين راهنما شو دگر

دوستان را امير كاروان شود دگر

دوستان مردند از حسرت كربلا

اى خدا باز كن اين ره كربلا

سلام ما بر حسين كشته راه خدا

سلام ما بر حسين كشته راه خدا

درود بر روح آن تشنه لب كربلا

سلام ما بر قاسم و اكبر و هم اصغرش

به امّ كلثوم و بر زينب غم پرورش

به حامى كودكان و ساقى لشكرش

كه در ره دين شده دو دستش از تن جدا

به آخرين وداع و سوز دل زينبش

به آخرين نماز و زمزمه ياربش

به آخرين كلامى كه بود ورد لبش

كه گفت يا رب منم بر آنچه خواهى رضا

آنكه براه خدا هستى خود را بداد

بهر نجات بشر جان بكف خود نهاد

داد به خلق جهان درس قيام و جهاد

بر همه مسلمين داد به خونش بها

قبله دلها بود كرببلاى حسين

وعده گه عاشقان صحن و سراى حسين

مى طپد اين قلب ما فقط براى حسين

خدا خدا كى شود نصيب ما كربلا

اي خدا عاشق كربلايم

اي خدا عاشق كربلايم

از فراق حسين در نوايم

روز و شب سوزم از اين مصيبت

از كرم چاره ئى كن برايم

بوده از كودكى آرزويم

كربلاى حسين جستجويم

هر شبى ياد او گفتگويم

من در اينراه حق جان فدايم

عاشق خيمه هاى حسينم

ذاكر سرور عالمينم

در عزايش بصد شور و شينم

اى خدا عازم نى نوايم

از مزار حسين دل غمينم

آرزو دارم آن را به بينم

رفته در قتلگاهش نشينم

نالم از ماتم آن شهيدان

گريم از سوز آه اسيران

زائر اكبر سر جدايم

پير گشتم نديدم نجف را

مسجد كوفه و آن شرف را

روز و شب ميخورم اين اسفرا

كربلا گشته ورد و ثنايم

تشنه شربتى از فراتم

دل شكسته بحال مماتم

رحمتى كن ز آب حياتم

تا كه از بار محنت در آيم

گرچه قرب و لياقت ندارم

در عزاى حسين غمگسارم

راضيم در رهش جان سپارم

من چه سازم فقير و گدايم

كن نصيبم خدا كربلا را

عمره و حج و شام بلا را

 

دو بیتی

هرجا كه روى عزا و ماتم برپاست

از سوز حسين (ع ) آتشى بر دلهاست

هر دم كه ز كربلاى او ياد شود

فرياد حسين حسين (ع ) ياران به هواست

ادامه نوشته