چرا امام حسين(ع) با اين كه مي‎دانست حفظ جان واجب است و نيز مي‎دانست

كشته مي‎شود, دست به قيام زد؟

 

مردان خدا, براي هدف‎هاي عالي انساني و الهي خود, گاهي چنين مبارزاني

دارند، يعني با اينكه مي‎دانند دشمنان خدا خونشان را مي‎ريزند و سرشان

را بالاي نيزه مي‎كنند, ولي باز هم براي نجات اسلام و توحيد، پيكار و

جهاد مي‎نمايند تا عكس العمل قيام آنها بتدريج مردم را بيدار و مسير

تاريخ را عوض كند. حسين با وضعي كه پيش‎آمده بود و احكام قرآن و

موجوديت اسلام را شديدترين خطرات تهديد مي‎كرد و آينده اسلام تاريك و

مبهم, بلكه معلوم بود كه عنقريب خورشيد نوراني اسلام غروب و دوران شرك

و جاهليت بازگشت خواهد كرد، نمي‎توانست با در نظر گرفتن احتمال يا قطع

به ضرر, دست روي دست بگذارد و در خانه بنشيند و ناظر اين مصيبات براي

عالم اسلام شود. در مقابل چنين خطر و منكري حسين، بايد بپاخيزد و دفاع

كند و سنگر اسلام را خالي نگذارد، هر چند خودش و عزيزانش را بكشند، و

خواهران و دخترانش را اسير كنند؛ زيرا حسين بقاي اسلام و بقاي احكام

اسلام را از بقاي خودش مهمتر مي‎دانست، پس جان خود را فداي اسلام كرد.