از آنجا كه خداوند اولياي خود را دوست دارد، لذا اگر خلافي كنند، فوراً آنان را با قهر خود مي‏گيرد تا متذكّر شوند، چنانكه خداوند در قرآن مي‏فرمايد: اگر پيامبر سخني را كه ما نگفته‏ايم به ما نسبت دهد، با قدرت او را به قهر خود مي‏گيريم: «لو تقوَّل علينا بعضَ الاقاويل لأخذنا منه باليمين» (2) و همچنين اگر مؤمنين خلافي كنند، چند روزي نمي‏گذرد مگر آنكه گوشمالي مي‏شوند.

امّا اگر نااهلان خلاف كنند، خداوند به آنان مهلت مي‏دهد و هرگاه مهلت سرآمد، آنان را هلاك مي‏كند: «و جعلنا لمهلكهم مَوعداً» (3) و اگر اميدي به اصلاحشان نباشد، خداوند حسابشان را تا قيامت به تأخير مي‏اندازد و به آنان مهلت مي‏دهد تا پيمانه شان پر شود. «انّما نُملي لهم ليزدادوا اثماً» (4)

به يك مثال توجه كنيد:

اگر قطره‏اي چاي روي شيشه عينك شما بريزد، فوراً آن را پاك مي‏كنيد.

امّا اگر قطره‏اي چاي روي لباس سفيد شما بچكد، صبر مي‏كنيد تا به منزل برويد و لباس خود را عوض كنيد.

و اگر قطره‏اي روي قالي زير پاي شما بچكد، آن را رها مي‏كنيد تا مثلاً شب عيد به قالي شويي ببريد.

خداوند نيز با هركس به گونه‏اي رفتار مي‏نمايد و بر اساس شفّافيّت يا تيرگي روحش، كيفر او را به تاخير مي‏اندازد.