اى كه بر دوست تمناى نگاهى دارى

بهر اثبات ارادت چه گواهى دارى

بايدت واله چو يعقوب شدن در شب و روز

گر چو او يوسف گم گشته به چاهى دارى

از بردن اشك درون سوز نهانى بايد

گر كه از درگه او خواهش جاهى دارى

تا كه هستى به گدائى در دربار حسين (ع )

عزّت و فخر به هر مهتر و شاهى دارى

نام تو ثبت به ديباچه عشاق شود

گر كه مهرش بدل خود پر كاهى دارى

اى كه در راه حسين استى و اولاد حسين (ع )

خوش به فرداى دگر پشت و پناهى دارى

اشك امروز بود توشه ره فردايت

گر به ديوان عمل جُرم و گناهى دارى

اجر پيوسته تو نزد حسين بن على است

تا كه در ماتم او اشكى و آهى دارى

كربلا آرزوى ماست حسين جان مددى

چه بى منتظر چشم براهى دارى

خاك راه تو بود حامد و زر مى گردد

گر كه بر خاك ره خويش نگاهى دارى