گر دهى عاشق خود را تو پناهى گاهى
گر دهى عاشق خود را تو پناهى گاهى
ببرى از دل غمگين وى آهى گاهى
تو ابوالفضلى و كار تو بود فضل و كرم
رحم كن بر دل من اى كه تو ماهى گاهى
لطف پيش آر و جفا كم كن و خارى بردار
از دل عاشق احوال تباهى گاهى
خسروان را بجهان رسم چنين بوده و هست
كه نوازند گدائى به نگاهى گاهى
چه شود گر ز عطوفت ، نظرى بنمايى
بدل غم زده چشم براهى گاهى
+ نوشته شده در ساعت توسط امیرعلی علیزاده
خدایا! تا پاکم نکردی خاکم نکن