در سالهاى خفقان اموى
پس از شهادت اميرمؤمنان على - عليه السلام اوضاع اجتماعى - سياسى جامعه اسلامى بحرانىتر شد. امام مجتبى(ع) از صحنه سياسى كشور كنار زده شد. معاويه بر اوضاع مسلط گشت. روش جائرانه و ديكتاتورمآبانه معاويه در طول بيستسال حاكميتش در قلمرو مملكت اسلامى، همراه با اغفال مردم و تبليغات مسموم بر ضد على و آل على بود. شيعيان پيرو اهل بيت در شديدترين وضع خفقان بارى به سر مىبردند. قتل و اعدام و حبس و تبعيد و قطع حقوق و اخراج از كار، از رايجترين شيوههاى سياست معاويه نسبتبه آزاد مردان پاك بود.
در همين دوران بسيار تلخ بود كه امام حسن مجتبى(ع) با توطئه معاويه، با زهر مسموم شد و به شهادت رسيد. امامتشيعيان به حسين بن على(ع) رسيد، ولى سياست معاويه در همان خط و با همان برنامه ادامه داشت پس از شهادت حضرت امام حسن(ع) شيعيان به امام حسين(ع) نامه نوشتند و آن حضرت را به قيام عليه معاويه دعوت كردند، اما حضرت در جواب نامه به آنان دستور سكوت داد. (13) تا اينكه بالاخره در سال شصت هجرى معاويه از دنيا رفت و خلافت اسلامى به پسر نالايق و شرابخوار و فاسد او «يزيد» رسيد.
روشن است كه در اين سالهاى طولانى، حبيب بن مظاهر هم مانند بسيارى از آگاهان روشندل و مخلص، خون دل مىخورد و كارى از دستش بر نمىآمد. حبيب پيرو امام بود و در موضعگيريهاى اجتماعى - سياسى تابع حجتخداوند بود.
حسين بن على(ع) تن به بيعتبا يزيد نداد و از مدينه به مكه هجرت فرمود. حضور امام در مكه و اقامت چند ماههاش در آن شهر، به گوش افراد زيادى رسيد. از جمله شيعيان كوفه هم از اين ماجرا با خبر شدند و در خانه «سليمان بن صرد خزاعى» جلسهاى تشكيل دادند. سليمان كه از چهرههاى سرشناس شيعه و از شخصيتهاى معروف كوفه بود و به آل على عشق مىورزيد، براى حاضران، از مرگ معاويه و جانشينى يزيد و امتناع امام حسين(ع) از بيعتبا او و عزيمت آن حضرت به مكه، سخنها گفت.
آنگاه از آنان خواست كه اگر واقعا مصمم به يارى اويند وحاضرند تا در ركاب او با دشمنان حق بجنگند و حكومتيزيد را سرنگون كنند، آمادگى خود را طى نامهاى به امام ابلاغنمايند و اگر مرد مبارزه و مقاومت نيستند، چنين كارى نكنند.
حاضران، داوطلب مبارزه در ركاب امام و آماده جانبازىبراى حق بودند. سليمان هم از آنان خواست تا نامهاى نوشته و حسين(ع) را به كوفه دعوت نمايند، تا در راس جريان مبارزه، هدايت مردم را در جهاد عليه يزيد به عهده گيرد.
نخستين دعوتنامه با امضاى چهارتن از بزرگان كوفه براى امام نوشته و به مكه ارسال شد; امضا كنندگان، عبارت بودند از: سليمان بن صرد، مسيب بن نجبه، رفاعة بن شداد و حبيب بن مظاهر. مضمون نامه، دعوت امام براى حركتبه سوى كوفه و هدايت و رهبرى آنان در امر مبارزه بود. (14)
يزيد در آغاز خلافتش، براى مسلط شدن بر اوضاع، سختگيريهاى زيادى مىكرد. نوشتن اين نامه در آن شرايط، اقدام مهم و مخاطره آميزى بود كه توسط حبيب و ديگر همفكرانش انجام گرفت.
پس از اين نامه، نامههاى فراوان ديگرى به حسين بن على ارسال شد، كه در همه آنها از امام خواسته شده بود كه با سرعت و در اولين فرصتخود را به كوفه برساند.
خدایا! تا پاکم نکردی خاکم نکن