احساس مي كنم كه از خدا نااميد شده ام و دعايم مستجاب نمي شود, چگونه بر اين نااميدي غلبه كنم ؟
1- اين كه شما خدا را شناختيد اما حق او را چنان كه بر شما واجب است ادا نكرديد، بنابراين شناخت شما به كارتان نيامد،(1).
2- اين كه ايمان به رسول خدا (ص) آورديد اما با سنت او مخالفت نموديد پس فايده ايمان شما چيست؟
3- قرآن را خوانديد ولى عمل نكرديد.
4- گفتيد از آتش جهنم مىترسيد اما در هر وقت با گناهان خود بدنهاى خود را آماده عذاب ساختيد.
5- اظهار تمايل به بهشت كرديد اما كارى كه شما را از بهشت دور مىكند انجام داديد.
6- از نعمتهاى خدا استفاده كرده ولى سپاسگزارى نكرديد.
7- خداوند شما را امر به دشمنى شيطان كرده، شما با زبان با او دشمنى كرديد ولى در عمل با او مخالفت نكرديد.
8-
عيبهاى مردم را جلوى چشم خود قرار داديد اما عيوب خود را پشت سر انداختيد.
با توجه به اين امور چگونه انتظار اجابت دعا داريد پس خودتان را اصلاح كنيد و تقوا پيشه نماييد تا دعاهاى شما مستجاب شود،(2).
در حديث ديگرى از اميرالمؤمنين اينچنين آمده. از امام صادق (ع) نقل شده كه مردى خدمت اميرالمؤمنين على (ع) آمد و عرض كرد من خدا را مىخوانم ولى اجابتى نمىبينم؟ حضرت فرمود: چون تو خدا را با صفاتى جز صفات او وصف مىكنى و مىخوانى. همانا دعا چهار چيز لازم دارد. اخلاص باطنى حضور نيت و (قلب)، شناخت وسيله و انصاف داشتن در خواسته آيا تو با آگاهى از اين چهار نكته دعا مىكنى؟ عرض كرد: خير. حضرت فرمود پس آنها را بشناس (و با توجه به اين نكات دعا كن تا مستجاب شود)،(3).
به هر روى آرزو داريم كه خدا دعاى شما را مستجاب كند، در عين حال شما از خدا بخواهيد كه آنچه خيرواقعى است مقدر فرمايد.
براى آگاهى بيشتر ر. ك:
1- دعا، آيتاللّهمشكينى
2- تفسير الميزان و نمونه ذيل آيه 186 سوره بقره
3- اصول كافى، ج 4 كتاب الدعا
انسان همواره بايد از گذشتههاى سوء نگران و نسبت به آينده خود نيز بيمناك باشد در عين حال اين خوف و اندوه هرگز نبايد به گونهاى باشد كه انسان را مايوس و نااميد سازد. چه اين خود گناهى كبيره و دامى ابليسى است. خداوند منان رحمتى بى پايان دارد و از همه بندگان گنهكار خود دعوت نموده است كه به او التجا نموده و به سوى رحمت بيكرانش دست نياز بگشايند و وعده داده است كه اگر توبه نموده و دست از زشتىها بشويند همه گناهان را خواهد بخشيد و آنان را مشمول لطف و كرم بى منتهاى خود خواهد كرد. از امام باقر (ع) روايت است: «ليس من عبد مومن الا و فى قلبه نوران نور خيفه و نور رجا لو وزن هذا لم يزد على هذا ولو وزن هذا لم يزد على هذا هيچ بنده مومنى نيست جز آنكه در ضميرش دو نور تابان است: «نور خوف» نسبت به كردههاى پيشين و فرجام پسين و «نور اميد» به فضل و رحمت پروردگار. كه اگر هر يك با ديگرى سنجيده شود هيچ يك فزونى نخواهد يافت»، (وسائل، ج 2، ص 488 (. بنابراين بايد با حفظ حالت التجا و تضرع دائمى در برابر خداوند اميد و رجا به عنايات واسعه خداى رحمان و بنده نواز را نيز در دل بالا بريد و رجا را همسان در دل جاى دهيد. زيرا غلبه خوف موجب يأس و غلبه رجا موجب جرئت بر گناه است ولى تساوى آن دو بهترين عامل بازدارنده از گناه و تشويق كننده به توبه و انجام عمل صالح مىباشد.
نكته ديگر اين كه اساسا يأس از رحمت خدا ناشى از نقصان معرفت و يقين است. با تقويت اين دو انسان هرگز گرفتار يأس و نوميدى نخواهد شد.
بنابراين هر چه معرفت ما به خداوند و ابعاد وجودى او بيشتر شود ايمان ما نسبت به او بيشتر خواهد شد و ايمان برخواسته از معرفت عميق، آثار روانى و رفتارى را در پى دارد به عنوان مثال: اگر ما اين حقيقت را درك كرديم كه خداوند درياى بىكران رحمت و رأفت ومهربانى نسبت به مخلوقاتش است و اگر پىبرديم به اين حقيقت كه رحمت واسعه الهى همه چيز را احاطه كرده است و اين رحمت بى منتها همواره بر كوير وجود ما سرازير است و عفو و بخشش او فوق آن چيزى است كه ما تصور مىكنيم و اگر ما كمى فكر مىكرديم و در مىيافتيم كه ما دائما از نعمتهاى الهى بهرمند هستيم هرگز آيه يأس نمىخوانديم و خود را دور افتاده از رحمت الهى نمىدانستيم. آرى دانشجوى محترم آيا هرگز فكر كردهايد كه لحظه، لحظه استمرار وجود ما و زندگى ما از آن خداوند است يعنى خداوند دائما به ما لطف مىكند و وجود ما را استمرار مىبخشد خلاصه اينكه نعمتهاى الهى كه ما از آن برخورداريم آنقدر زياد است كه ما قدرت شمارش آنها را نداريم و قرآن كريم به اين حقيقت اشاره مىكند كه «ان تعدوا نعمة الله لا تحصوها» يعنى اگر شما بخواهيد نعمتهاى خداوند را بشماريد، آنها به عدد در نمىآيد البته گاهى اوقات خداوند براى تنبّه و بيدارى ما، ممكن است بعضى از نعمتهايش را كم و زياد كند يا تغييرات ايجاد كند در واقع اين هم باز لطف ديگرى است كه خداوند در حق بنده مىكند
زيرا اگر اين تنبيهات و ابتلائات نباشد چه بسا غفلت براى هميشه ما را فراگيرد و ما دچار خسرانى بزرگ و جبرانناپذير شويم بنابراين خداوند در هر حال به ما توجه دارد و آنچه به صلاح ماست براى ما رقم مىزند.
نكته ديگرى كه توجه به آن مهم است، اينست كه بسيارى از درخواستها و تقاضاهايى كه در قالب دعا از خداوند مىخواهيم و توقع داريم هر چه زودتر به آن چيزها برسيم ممكن است براى ما مناسب نباشد ولى ما نمىدانيم يا بسيار از چيزهايى كه مطلوب و خوشايند ما نيست و از آن مىخواهيم فرار كنيم چه بسا خير و صلاح ما در آن باشد و خداوند از اين امر آگاه است بنابراين ما براى اينكه در اينگونه مسائل دچار شك و ترديد و بىاعتمادى و نهايتا سوء ظن به خداوند پيدا نكنيم بايد هر چه بيشتر معرفت خود را نسبت به خداوند تقويت كنيم آنگاه متوجه خواهيم شد كه همه كارهاى خداوند بر اساس حكمت و دورانديشى است و هر چه اين معرفت عميقتر باشد حالت شكر و سپاسگزارى نسبت به نعمتهاى او و حالت خوف و رجا نسبت به عذاب و رحمت الهى و حالت خشوع و خضوع نسبت به عظمت بى منتهاى الهى در ما بيشتر مىشود و ما همواره سرشار ازاميد به خداوند به سعى و تلاش خود ادامه مىدهيم.
نكته پايانى كه اهميت زيادى دارد اين است كه ما بايد به اين حقيقت توجه كنيم كه خداوند اين نظام هستى كه ما جزء بسيار كوچكى از آن هستيم بر اساس قوانين و ضوابط و اسباب و مسببات اداره مىكند و همه چيز در دستگاه الهى حساب شده است يكى از اين نسبتهاى الهى كه مربوط به سرنوشت ما انسانهاست اين است كه انسان موجودى است مختار و با افعال اختيارى خود آينده و سرنوشت خود را تعيين مىكنيم به عبارت ديگر خداوند راه صحيح را از طريق انبياء به ما نشان داده و گوهر عقل را به عنوان يك قوه تميز و تشخيص در وجود ما بوديعه گذاشته تا از اين دو حجت الهى يعنى عقل و انبياء و ائمه (ع) مسير زندگى خود را تعيين كنيم «انّا هديناه السبيل اما شاكرا و اما كفورا ما راه را به شما نشان داديم خواه شما با انتخاب آن شكرگزار و خواه ناسپاس باشيد»،(4). بنابراين هم انتخاب راه و هم طى كردن آن مسير به عهده خود ماست و خداوند نيز همه امكانات لازم را كه مهمترين آنها وحى و عقل است در اختيار ما گذاشته از اينرو نبايد توقع داشته باشيم با طى نكردن مسير تكامل به تكامل برسيم و با فعاليت نكردن به مقصد راه يابيم يا با خودسازى نكردن طهارت روح پيدا كنيم به قول شاعر:
نابرده رنج گنج ميسر نمىشود مزد آن گرفت جان برادر كه كار كرد
علاوه بر مطالبى كه بيان شد و شما به صورت جدّى روى آنها فكر كنيد راهكارهايى نيز براى مقابله با آن حالتهاى روانى كه در پايان نامه شما آمده است بيان مىكنيم كه بكارگيرى آن براى شما ضرورت دارد:
1. با افكار منفى خود به صورت جدّى مقابله كنيد يعنى هرگاه فكر منفى نسبت به خود يا ديگرى به ذهن شما خطور كرد به هر نحوى كه شده خود را از آن خلاص كنيد مثلًا هر وقت فكرى منفى به ذهنت آمد بلافاصله خود را به كار ديگرى مشغول كنيد.
2. از قرار گرفتن در محيطهاى خلوت و تنها اجتناب كنيد مگر در مواقع ضرورى.
3. به جنبههاى مثبت زندگى خود بيشتر فكر كنيد يعنى حالت مثبت نگرى را در خود تقويت كنيد براى ايجاد اين حالت دفترچهاى تهيه كن و جنبههاى مثبت خود را در آن يادداشت كنيد و هر وقت افكار منفى به شما هجوم آورد آن جنبههاى مثبت را مرور كن.
4. از افراط و تفريط در همه ابعاد زندگى اجتناب كنيد به عبارت ديگر واقع بينانه زندگى كنيد.
5. با افراد اجتماعى و خوش برخورد و در عين حال متدين معاشرت داشته باشيد.
6. به ورزش خصوصا ورزشهاى دسته جمعى اهتمام داشته باشيد و هر روز حدود نيم الى يك ساعت ورزش كنيد.
7. هنگاميكه احساس كسالت و افسردگى مىكنيد يك دوش آب ولرم در حدود 10 دقيقه بگيريد و اگر امكان شنا وجود دارد ترجيحا به شنا برويد.
8. نمازهاى يوميه خود را سروقت و حتى الامكان با جماعت بخوانيد و به مسائل معنوى اهتمام بيشترى داشته باشيد در پايان از خداوند متعال سعادت و خوشبختى را
براى شما مسئلت مىنمائيم.
در پايان از خداوند متعال سلامت و سعادت شما را خواستاريم و اميدواريم با عمل كردن به راهكارهاى فوق هر چه زودتر بهبودى كامل يابيد
پىنوشت
(1) ميزانالحكمه، ج 4، ص 1656
(2) اعلام الدين، ص 269- 27، حسن بن ابى الحسن الديلمى
(3) ميزانالحكمه، ج 4، ص 1681
(4) سوره دهر، آيه 2
خدایا! تا پاکم نکردی خاکم نکن