دادى دو دست و دست دو عالم به سوى توست
دادى دو دست و دست دو عالم به سوى توست
ساقى تويى و باده ما از سبوى تو است
اى ماه هاشمى لقب و پور بوتراب
داروى درد ما به خدا خاك كوى توست
اى يادگار و زاده مشكل گشا على (ع )
هر دل شكسته در طلب و جستجوى توست
باب حوائج همه خلق عالمى
در جمع عاشقان همه جا گفتگوى توست
از من مپوش چهره كه من دل شكسته ام
خود آگهى كه چشم اميدم به سوى توست
كردى وفا و تشنه برون گشتى از فرات
اى آن كه عِرض آب بقا ز آبروى توست
آمد حسين (ع ) بر سر تو ديد پيكرت
در خاك و خون فتاده ز جور عدوى توست
آثار انكسار عيان شد به چهره اش
وقتى كه ديد غرقه به خون روى و موى توست
گفتا ز جاى خيز تو اى يار و ياورم
بنگر خميده پشت من از هجر، روى توست
+ نوشته شده در ساعت توسط امیرعلی علیزاده
خدایا! تا پاکم نکردی خاکم نکن